X
تبلیغات
یادداشت های من - يادداشت هاي من

عالم، صدفست و فاطمه، گوهر اوست
گیتى عرَض‏ست و این گهر، جوهر اوست
در قدر و شرافتش همین بس كه ز خلق
احمد پدرست و مرتضى، شوهر اوست
آقا فتح اللّه قدسى كرمانى ( فؤاد)

میلاد دخت نبی اسلام، مادر مهربان امت، همسر حیدر کرار، فاطمه زهرا (س) و روز زن و مادر، بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.

******

برای دیدن ویژه نامه ولادت حضرت زهرا (س) اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 20:52 توسط فاضل |

برای تحقق شعار امسال اول از همه باید ادارات و ارگانهای دولتی عزم خودشان را جزم نمایند. چه اینکه ریخت و پاش و اسراف در ادارات و نهادها کم نبوده و بر هیچ کسی هم پوشیده نیست. 

البته این به معنای خود را در تنگنا قرار دادن نمی باشد، صرفه جویی به معنی درست مصرف کردن است نه مصرف نکردن. به راحتی می توان جلوی خیلی از هزینه های بیهوده را گرفت. باید به همه افراد مخصوصاً کارمندان روش صرفه جویی و استفاده درست را آموخت. 

خیلی ساده است، فقط کمی اندیشه میخواهد و بس ... 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 13:46 توسط فاضل |

همه انسانها در زندگیشان نیاز به داشتن وسایلی دارند که از راه های گوناگونی به دست می آورند، یکی از این راه ها خریدن است. 

من به عنوان شخصی که سالها در زمینه وسایل ارتباطی دیجیتال از قبیل تلفن همراه، تبلت و لپ تاپ فعالیت کرده و تجربه نسبتاً کافی در این زمینه دارم و اطرافیانم را در انتخاب و خرید اینگونه وسایل یاری میکنم قصد دارم تا ازین پس مطالبی درباره انتخاب و خرید اینگونه وسایل هم بنویسم. امیدوارم که برای دوستان مفید و اثرگذار باشد. 

به نظر من اولین گام در خرید یک وسیله، برآورد کردن میزان نیاز و کارایی آن وسیله برای ما است. یعنی در قدم اول باید اندیشید که این دستگاه برای چه کاری خریده می شود و قرار است چه کاری را برای ما انجام دهد، سپس بر اساس آن اقدام به خرید شود. 

روزی در یک فروشگاه تلفن همراه شخصی را دیدم که برای خرید یک دستگاه تلفن هوشمند (اسمارتفون) آمده بود، سرانجام یک دستگاه نوکیا N8  خریداری کرد. وقتی سیمکارت ایشان داخل گوشی گذاشته شد تلفن همراه ایشان شروع به زنگ خوردن کرد. (N8  دارای یک صفحه لمسی 3 و نیم اینچی می باشد) اما ایشان نمیدانست چگونه باید جواب بدهد. تلفن را به فروشنده داد و از ایشان پرسید: "چطور باید جواب بدم؟!"

این نشان میدهد که ایشان هیچگونه اطلاعی در مورد این دستگاه نداشته و فقط از روی پولداری و اینکه یک دستگاه با کلاس داشته باشد این گوشی را خرید.


سخن نهایی اینکه در خرید یک تلفن همراه، تبلت، لپتاپ یا ... ما باید اول فکر کنیم که توقعمان از این دستگاه چیست، (مثلاً آیا به دوربین باکیفیتی نیاز داریم؟ آیا صفحه لمسی بزرگی نیاز داریم؟ آیا دستگاهی میخواهیم که باطری قوی داشته باشد و دیر به دیر نیاز به شارژ کردن پیدا کند؟ آیا نیاز به اسمارتفون داریم؟ آیا به گوشی ضدآب نیاز داریم؟ و ... )

پس از شناخت نیاز باید به بررسی مدلهای موجود پرداخته و سپس از بین آنها یکی را انتخاب و خرید کنیم. البته عنصر قیمت و میزان بودجه خودمان را هم باید در نظر بگیریم. 

این روال نه تنها در بحث وسایل دیجیتال بلکه در همه زمینه ها بهتر است رعایت شود تا همیشه از خرید خود احساس خشنودی داشته باشیم و پولمان را دور نریزیم. 

  موفق باشید

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 11:56 توسط فاضل |

خداوند را شکر که خبر آزادی مرزبانان ایرانی واقعیت گرفت و این عزیزان به وطن بازگشتند و متأسفانه جای یکی از آنها خالیست؛ روحش شاد و یادش گرامی ... 

آزادی مرزبانان ایرانی بر همه ملت ایران مبارک باد. 


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 15:19 توسط فاضل |

واقعاً جای تأسف دارد که روی خیلی از پرچمها و علایم دنیا کلمه توحید (لا إله الا الله) و "محمد رسول الله" در کنار یک شمشیر بلند و کشیده ترسیم شده و ناخودآگاه خشونت و آدم کشی (آن هم از نوع گردن زدن با شمشیر) را به یاد انسان می آورد. 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین 1393ساعت 12:17 توسط فاضل |

خزان زود هنگام و كبود شدن ياس بوستان پيامبر ، تسليت باد .

فاطمه پاره تن من است . هركه او را بيازارد ، مرا آزرده خاطركرده و هر كه او را شاد كند ، مرا نيز خوشحال نموده است.

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)

 

 

برای دیدن ویژه نامه شهادت حضرت زهرا (س) اینجا کلیک کنید.

التماس دعا



+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 19:54 توسط فاضل |

سلام

روز طبیعت مبارک،

امیدوارم سیزده بدر خوش بگذره. البته نگران طبیعت هم هستم، خدا کنه فرهنگمون اونقدا پیشرفت کرده باشه که به طبیعت آسیب نرسونیم، 

حالا امروز مشخص میشه!

انشاالله که ملت ما رو سرفراز کنن.

شاد و سلامت باشید. 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 14:2 توسط فاضل |

سلام

کمتر از چند ساعت دیگه سال 92 به پایان میرسه و سال 1393 هجری شمسی آغاز میشه. سال 92 خیلی زود گذشت. شاید بخاطر اینکه ما خیلی سرگرم بودیم و زیاد متوجه گذر روزا نشدیم. 

خلاصه بگم دوباره وقتش شده همدیگه رو اگه نیازه ببخشیم، وقتشه بدیا رو فراموش کنیم و از خوبیا تشکر و تقدیر، وقتشه جمع بندی کنیم و برا سال دیگه برنامه بریزیم. 

وقت دعا شده، برا همدیگه دعا کنیم، برا همه، برا داشتن خوبیا و ...

برای هم سالی خوب و پر از شادی آرزو کنیم، پر از سلامتی و موفقیت ...

سال آینده هم هوای همو داشته باشیم. 

***********************


پیشاپیش سال نو مبارک.

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال


***********

بیاد منم باشید دوستان مهربانم

شاد باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 17:3 توسط فاضل |

منتقد فوتبال یا هر ورزش دیگه ای نیستم، اما خداییش بی انصافیه که اختلاف و تبعیض بین فوتبالیستا و دیگر ورزشکارا رو نادیده گرفت، خیلی از ورزشهای دیگه ی کشور ما که از فوتبال هم خیلی جلوتر و پیشرفته تره از نظر مالی به گرد فوتبال و درآمد فوتبالیستا نمیرسه. از کشتی بگیریم تا خیلی رشته های دیگه مخصوصا رشته های معلولین و پاراالمپیک. حالا از کیفیت کار که بگذریم از غرور و بی ادبی فوتبالیستا نمیشه گذشت، که دیگه واقعا غیر قابل تحمله. (البته فوتبالیستای خوش اخلاق و خوب کشور از این نوشته مستثنی هستند. )

عصر دیروز هم تیم ملی فوتبال ایران توی خاک وطن 2 بر 1 به تیم یک کشور آفریقایی که پیدا کردنش توی نقشه جهان خیلی کار سختیه  (گینه) باخت تا مهر تأیید دیگری بر حرفای منتقدان فوتبال زده باشه.

بدینوسیله از دوستان فوتبالیست تشکر و عرض خداقوت میشود!

پس سخن کوتاه باید والسلام.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 12:57 توسط فاضل |

همانطور که در رسانه ها اعلام شد، بزودی دولت برای توزیع یارانه های نقدی فرمی را منتشر خواهد کرد که در آن وضعیت مالی خانواده و تمایل به دریافت یارانه یا عدم آن نوشته خواهد شد. 

حال باید دید که آیا افرادی که به یارانه نیازی ندارند از دریافت آن خودداری خواهند کرد یا خیر؟ آیا کسی به فکر منافع ملی هست یا خیر؟ 

امیدوارم کسانی که با این مبلغ پیشرفتی در زندگیشان به وجود نمی آید از دریافت آن خودداری کنند تا سهمی در رشد اقتصادی کشور داشته باشند. 

امیدوارم نتیجه این آزمایش ملی خیلی مثبت و خوشحال کننده باشد. 


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 13:50 توسط فاضل |

عصر دیروز که بازی استقلال و ملوان بود دوربینا تصویر جالبی رو نشون دادند، تصویر آقای مایلی کهن که با لباس رفته گران شهرداری اومده بود تو استادیوم نشسته بود. گویا این کار ایشون بخاطر اعتراض به حرف توهین آمیز آقای دایی بود. (آقای دایی توی گفتگوی تلفنی برنامه نود به کارگران شهرداری توهین کرده بود)

بعد از بازی هم که با ایشون (آقای مایلی کهن) مصاحبه کردن ایشون حرفای خیلی جالبی زد. ایشون گفتن که:

"من به خودم می‌گویم کاری به کسی ندارم و کنایه هم نمی‌زنم. خود من هم با پول بیت‌المال مایلی کهن شدم و نباید برای این زحمتکشان قیافه بگیرم."

باز خوبه که همچین افراد واقع بینی هم توی جامعه فوتبالی ما هستند. 

وقتی فوتبالیستی مثل "لیونل مسی" پول استعدادشو میگیره باید پرسید فوتبالیستای ما پول چیشونو میگیرن؟! آیا حرف آقای دایی درباره مقایسه فوتبالیستای ما با لیونل مسی درسته؟

آقای دایی اگه شما نباشید آب از آب تکون نمیخوره، ولی اگه کارگرای شهرداری نباشن کشور به هم میریزه ، خود شما شدیداً بهشون محتاجید، در حالیکه اونا به شما هیچ احتیاجی ندارن. پس اول کمی اندیشه کنید و بعد صحبت . 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 10:57 توسط فاضل |

به آن مادر بیندیش که فرزندش در صلح رفت اما هیچگاه باز نگشت،

اینان فرزندان بیگناه این مرز و بوم هستند، نامشان سرباز وظیفه

خدای خون آشام تو اگر با خون اینان آرام میگیرد روی شیطان را سفید کرده است. 

کجایند آن مدعیان حقوق بشر؟! 

کجایند که ببینند 5 فرزند ایران زمین که نگاهبان مرزهای سرزمینشان هستند در چنگال خونخواران اسیرند.

کجایند تا ندای آزادیشان را سر دهند؟ چرا سکوت؟ 

فریاد بزنید: 

فرزندان ایران را رها کنید، برادرانمان را رها کنید.

Free Iranian Soldiers

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 11:22 توسط فاضل |

بیایید شکرگزار نعمتهای خداوند باشیم؛ نعمت سلامتی که اکثراً از آن برخورداریم، امنیت و خیلی نعمتهای دیگر ...

مخصوصاً بارش برفی که این چند روزه همه جا شاهدش هستیم. هم شکر زبانی و هم شکر عملی. 

خـــــــدایــا شــکرت

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 20:55 توسط فاضل |

سعی کنید آتش نگیرید، نردبانهای آتش نشانی قابل اعتماد نیستند!!!
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 11:2 توسط فاضل |

کودک خیابانی عزیز، گدایان گرامی، متکدیان محترم، همه کسانی که خیلی کار می کنید و درآمدتان کم است؛

من به نوبه ی خودم از شما معذرت میخواهم که شما باید به درآمدی ناچیز بسازید و جوانکی فوتبالیست که بود و نبودش برای کشور یکسان است باید درآمدی میلیاردی از حق شما و من به جیب بزند!

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 22:3 توسط فاضل |

یعنی وقتی مدیر کل و معاونش اداره نیستن انگار هیشکی نیست! 

پیشنهاد میشود برای جلوگیری از سردرگمی ارباب رجوع و تسریع در پیشرفت کارها در این روزها اداره تعطیل شود. (گِل گرفته شود) !!!

متأسفم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1392ساعت 20:45 توسط فاضل |

خیلی تاسف باره که چین با جمعیتی حدوداً دوازده سیزده برابر کشور ما از نظر مصرف گاز در رتبه بعد از ما باشه. این نشون میده که ما خیلی ملت مصرف گرایی هستیم. منطق خیلی از ما اینه که "مصرف میکنم پولشو میدم!" 

باید بیشتر به فکر سود ملی بود، مشکل اقتصادی کشور ما همش از تحریم و دشمن و این مسایل نیست، بخش عمدش از فرهنگ خود ماست که نیاز به اصلاح داره. 

ما نیاز به یک عزم و همت ملی داریم. 

موفق باشید.

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1392ساعت 19:24 توسط فاضل |

یکی از دوستان ماشینشو برده نمایندگی، گفته فرمونش خیلی صدا میده. صاحاب نمایندگی گفته صدای پخشو بلند کن !

کلا بعضی نمایندگیا هرچی بگی میگن طبیعیه و نمیزارن قانع نشده بری خونه.

شاد باشید.

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1392ساعت 0:43 توسط فاضل |

بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم،

خيلی کم می خنديم،

خيلی تند رانندگی می کنيم،

خيلی زود عصبانی می شويم،

تا ديروقت بيدار می مانيم،

خيلی خسته از خواب برمی خيزيم،

خيلی کم مطالعه می کنيم،

اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم

چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است.

خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم

زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛

تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر

بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم

ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم

فضای بيرون را فتح کرده ايم اما فضا درون را نه، ما اتم را شکافته ايم اما تعصب خود را نه!

بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم

عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن،

درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر،

کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم.

ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم

اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردمی بلند قامت اما شخصيت های پست،

سودهای کلان اما روابط سطحی

فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده

بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد،

زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است

در جستجوی دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه

توجهی به نيازهايتان داشته باشيد

زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را

که دوست داريد ببينيد

زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است

از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که

دوست داريد از آن استفاده کنيد

عباراتی مانند "يکی از اين روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد.

بياييد نامهای را که قصد داشتيم "يکی از اين روزها" بنويسيم همين امروز بنويسيم

بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند

به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد

هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه

باشد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 22:19 توسط فاضل |

چند شب پیش بود که خبری از تلویزیون پخش شد که حاکی از این بود که شرکت نوکیا (بخش تلفن های همراه) توسط شرکت مایکروسافت خریده شده است.

این خبر شاید برای خیلی ها جدید محسوب بشود، اما حقیقت این است که این یک خبر سوخته است، زیرا حدودا دو ماهی میشود که شرکت مایکروسافت اقدام به خرید نوکیا کرده است. 

به دوستان صدا و سیما که در حوزه آی تی و اخبار آن فعال هستند توصیه می شود کمی بروزتر باشند و هر از گاهی سری به سایت های مرتبط در اینترنت بزنند. 

شاد باشید

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1392ساعت 20:58 توسط فاضل |

قدیما هرجا سخن از اعتماد بود یه نام خاص میدرخشید، اما الآن دیگه دوره زمونه تغییر کرده، هرجا که شنیدین سخن از اعتماده سریع از اونجا فرار کنین که بیچارتون میکنن. 

نمونش همین دوست من که تازه ازدواج کرده و پاش برا وام ازدواج به یکی از همین بانکا که سخن از اعتمادشه باز شده. در یه شرایط خاصی بانکا وام ازدواج رو باید افزایش داده و از 3میلیون به 5 میلیون تومان برسونن. این دوست من 2تا از شرایط رو داره (که البته یکیش هم کافیه) اما همچنان بهش همون مبلغ کمترو دادن. 

پیگیریش هم تا این لحظه به جایی نرسیده، تازه توی پیگیریها از مرکز بهش گفتن که شما در فلان تاریخ وامتون رو گرفتین که اینطور نبوده و دوستم خیلی بعد از اون مدت وام به دستش رسیده. حالا کاری نداریم که توی این مدت پول دست کی بوده. 

حالا این پایینیا بهش میگن بیا رضایتنامه بنویس به اون بالاییا و بگو من به حق و حقوقم رسیدم تا بعدش بین خودمون حلش کنیم. که البته از نظر من همین هم بوی فتنه میده و باز میخوان این دوست منو بندازن تو یه دست انداز جدید. 

به قول همکارم: ملتی که بیشتر شعار میدن کمتر عمل میکنن. 

خلاصه یادتون باشه که هرجا سخن از اعتماد بود وانستین و سریع جیم فنگ کنین که بیچاره نشین!

شاد و سلامت باشین 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 22:35 توسط فاضل |

عزاداری ما شده صحنه تبلیغات رایگان برای شرکت های ژاپنی مثل یاماها و ...

دوستان عزیز ضمن آرزوی قبولی برای عزاداریهای شما، لطفا مارک طبلها رو پاک کنید یا روش یه چیزی بنویسید که تبلیغات ناخودآگاه و رایگان برای اونا نشه. 

التماس دعا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 18:37 توسط فاضل |

سلام دوستان

کم کم به ایام عاشورا تاسوعا و اوج عزاداری امام حسین (ع) نزدیک میشویم. امیدوارم امسال عزاداری ما از روی تعقل باشد و به راستی بدانیم که چه میکنیم. امیدوارم هدف والای عزاداری را درک کنیم و آثار آن را در زندگیمان ببینیم. امیدوارم که هیچکس از عزاداری ما اذیت نشود و برای کسی مزاحمت ایجاد نشود. طوری عزاداری کنیم که یقین داشته باشیم صاحب عزا رضایت کامل دارد. امیدوارم عزاداری ما توام با فرهنگ و تمدن باشد.

همدیگر را هم از دعای خیر فراموش نکنیم.


+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392ساعت 22:58 توسط فاضل |

از بابت گزارشی که چند شب پیش تلوزیون پخش کرد بسیار متأسفم. گزارشی که در آن شخص گزارشگر به چند فروشگاه مواد غذایی سر زده و پس از آزمایش کردن وزن چندین نوع مواد غذایی نشان داد که چقدر وزن واقعی آنها با وزن نوشته شده روی آنها متفاوت است. ثابت کرد که تقریباً اکثر انها بسیار کمتر از وزن نوشته شده روی بسته بندی آنها می باشند. 

این واقعا جای تأسف داشته و باید هر ایرانی مسلمانی را به فکر عمیق فرو ببرد، جایی که رقبای خارجی آنها فقط از باب مشتری مداری و انصاف در وزن کالاها دقت به خرج می دهند، ولی اینها که علاوه بر اینکه باید مشتری مدار باشند مسلمان هم هستند و در کتاب آسمانیشان، قرآن بر این مساله تاکیده شده است نسبت به آن بی تفاوتند. ( و اوفوا الکیل و المیزان بالقسط)

همین بس که ابوسعید ابوالخیر چه زیبا گفته است که:

                                               جمعيت كفر از پريشاني ماست

                                آبادي بتخانه زويراني ماست

اسلام به ذات خود ندارد عيبي

                                               هرعيب كه هست از مسلماني ماست


شاد و سلامت باشید. 


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 21:54 توسط فاضل |

عید سعید قربان بر همه مسلمانان جهان مبارک باد. 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 22:2 توسط فاضل |

توی جامعه همه جوره آدم پیدا میشه، منظورم از نظر اخلاق و رفتاره. همه آدما با هم تفاوتها و شباهتهایی دارن که اونا رو از هم متمایز میکنه. رفتارهای خوب زیاده و البته و متاسفانه رفتارهای بد هم زیاده. 

یکی از این رفتارهای بد غیبت، بدگویی و ریختن آبروی همدیگست. واقعا وقتی عمیق به این خصلت بد نگاه میکنیم می بینیم که چقد ظالمانه و دور از انصافه. وقتی به این فکر میکنیم که کسی پشت سرمون درموردمون صحبتی کرده و آبرومون رو ریخته چقد ناراحت میشیم وچقد کارشو بد میدونیم. 

یکی از چیزهای جالب دین ما اینه که معتقدیم صفات خوب رو خدا در بالاترین حد داره و بنده ها باید سعی کنن خودشون رو شبیه خدا کنند هرچند که در قطع کوچکتر و سطح پایین تر. 

مثلا اینکه خدا ستارالعیوبه، یعنی اینکه عیب ها و بدیهای ما رو می پوشونه و نمیزاره آبرومون بریزه. پس ما بنده ها هم باید سعی کنیم آبروی همو نریزیم.

انصافا اگه یه لحظه خداوند پرده رو کنار بزنه و گناهان آدما رو که توی خلوت مرتکب میشن آشکار کنه چه افتضاحی میشه؟! واقعا که سنگ روی سنگ بند نمیشه. خیلی آدمای مهم آبروشون میره و مردم تعجب میکنن که اینا چه گناهانی داشتن و ما نمیدونستیم. 

این خیلی دردناکه که آبرومون بره و مردم بفهمن که ما چه گناهکار بزرگی هستیم. مطمئنم کسی نیست که بی تفاوت باشه.

پس باید موقعی که آبروی کسی رو میخوایم ببریم خودمون رو یه لجظه به جای اون بزاریم و ببینیم که چه دردناک و غیرمنصفانست تا از این کار منصرف بشیم. 

از طرفی من فکر میکنم آبروی مردم رو بردن گناهی بزرگ و نابخشودنی باشه و چون با هیچ جریمه ای نمیشه جبرانش کرد خدا براش یه کیفر سخت و مخصوص برقرار کرده باشه. 

تعجب میکنم از اینکه بعضیا به راحتی هر حرفی رو میزنن و آبروی مردم رو میریزن، درست یا نادرست بودنش به کنار. 

بگذریم ...

من که به هیچ عنوان دوست ندارم کسی آبروی منو بریزه. 

و امیدوارم خدا بهمون کمک کنه و خودمون هم سعی کنیم تا آبروی کسی رو نریزیم. 

شاد و سلامت باشید. 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1392ساعت 22:42 توسط فاضل |

شهادت امام جعفر صادق (ع) بر همه شیعیان و رهروان راه آن حضرت تسلیت باد. 
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 13:46 توسط فاضل |

سلام

مشغول وبگردی و مطالعه صفحات وب بودم که به یه مطلب زیبا توی  سایت عصر ایران برخوردم که با خودم گفتم حیفه اینو با دوستان به اشتراک نزارم.

این یادداشت که از مدیر مسوول عصر ایرانه در مورد حجابه و کوتاه و جالب نوشته شده.

برای خوندنش اینجا رو کلیک کنین.

شاد و سلامت باشین.

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1392ساعت 23:18 توسط فاضل |

به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن.

شکسپیر

****************************************

قدر همه اونایی که دوسشون داریم رو بدونیم و همین الآن بهشون بگیم که چقد برامون عزیزن، شاید فردایی برای ابراز علاقه وجود نداشته باشه. 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 18:52 توسط فاضل |

سلام

همونطور که قبلا خدمتتون عرض کرده بودم مدتیه که توی یه اداره به عنوان نیروی امریه مشغولم و خدمت سربازی میگذرونم. 

دیروز اتفاق جالبی افتاد. خانمی اومد داخل اتاقی که من هستم با همکارم شروع به بحث کرد. قضیه از اونجا شروع میشد که این خانم پس از مراجعه به اداره به دبیرخانه رفته و با خانمی که در دبیرخانه مشغول کاره شروع به صحبت کرده که در همین حال همکارم که اونجا بوده بهشون نزدیک میشه. حالا این خانم اومده بود به همکارم میگفت که تو چرا بهمون نزدیک شدی؟ ما داشتیم صحبت خصوصی میکردم و نمیخواستیم تو حرفامونو بشنوی!

در مورد این اتفاق نکاتی رو باید متذکر شد:

- باید خدمت این خانم محترم ارباب رجوع عرض کنم که اداره در ساعات اداری فقط جای کاره نه جلسات خصوصی و گپ و گفت درگوشی!

- خانم محترم کارمند دبیرخانه و همه کارمندان دیگه هم باید بدونن که در ساعات اداری نباید با ارباب رجوعها جلسه خصوصی و شخصی بزارن! و اگر کار خیلی ضروری دارن میتونن از مرخصیشون استفاده کرده و در خارج از اداره کار شخصیشون رو پیگیری کنن. 

- خانم محترم کارمند دبیرخانه و سایر کارمندانی که حوصله درست و حسابی ندارن ( به هردلیل؛ دعوای خانوادگی داشتن؛ مشکل مالی یا هرچی ) باید بدونن که مشکل شخصیشون هیچ ربطی به محیط اداره نداشته و موظفند در محیط اداره خوشرو و مودب باشند. هیچ کارمندی از ارباب رجوع طلبکار نیست . هیچ دینی به گردنش نداره. لطف کنن بی اعصابیاشون رو پشت در اداره جا بزارن و بیان داخل!

- خانم محترم کارمند دبیرخانه و همه کارمندان محترم باید بدونن که اموال اداره اموال بیت المال مسلمین بوده و مال شخصی اونها نیست که مثلا دایم با گوشی تلفن با این یکی و اون یکی صحبت کنن و وقتی من 2تا سوال بپرسم بگن: آقای اکبری منو دیوانه کردی شما!

امیدوارم که این نکات به سمع نظر دوستان کارمند اداره ها برسه و رعایت بفرمایند و بی ادبی یک سرباز رو که تازه وارد هست و داره به اونا که سالها سابقه کار دارند تذکر میده رو ببخشند.

موفق باشید.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 21:43 توسط فاضل |

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد

باده خرم عید است که در ساغر شد

روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر

که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .

 

عید سعید فطر بر شما مبارک

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 22:22 توسط فاضل |

شخصي پشت سر ديگري غيبت مي کرد. پيري او را گفت: تو هرگز به جنگ دشمنان رفته اي؟ گفت: من حتي از خانه و محله خود بيرون نرفته ام تا چه رسد به جنگ با دشمنان. پير گفت: واي بر تو که دشمنان از دست تو آسوده اند ودوستانت آزرده.

بوستان سعدي

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 19:20 توسط فاضل |

مراقب افکارت باش، آنها به گفتار تبدیل می شود؛

مراقب گفتارت باش، آنها به کردار تبدیل می شود؛

مراقب کردارت باش، آنها به عادت تبدیل می شود؛

مراقب عادتت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شود؛

مراقب شخصیتت باش، آنها به سرنوشت تبدیل می شود. 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 19:3 توسط فاضل |

جمله ای که همیشه یا در نمازجمعه میشنویم و یا کسانی که نماز جمعه نمیرن از تلوزیون موقع پخش نماز جمعه میشنون. 

ولی آیا تا بحال فکر کردیم این جمله کجای زندگی ماست؟ چقدر به این جمله عمل میکنیم؟ 

این جمله پایه و اساس پیشرفت و ترقی جوامع و کشورهای پیشرفته و حتی غیر مسلمان دنیاست. جایی که حتی برای اونها یه سفارش دینی محسوب نمیشه اما دریافته اند که چقدر نظم اهمیت داره و چقدر میتونه باعث پیشرفت بشه. 

و اما ما که مسلمانیم و هم عقل داریم و هم برامون یه توصیه دینیه چرا از قافله عقب بمونیم و بهش عمل نکنیم؟ چرا با نظم بخشی به کار و زندگیمون یه تحول اساسی در خودمون ایجاد نکنیم؟ هر کس باید خودش مسئول نظم خودش و کاراش باشه تا در مجموع جامعه و کشور پیشرفت کنه. 

ما توی محیطی بزرگ شدیم که عادت کردیم همش افتخار کنیم به اینکه فلان شخص مشهور از ماست یا فلان وسیله مهم رو با استفاده از علم ما ساختند. بدون اینکه با خودمون بگیم که الآن خودمون چی داریم؟ چیکار میکنیم؟ و ...

این هم یه مورد دیگست، ما افتخار میکنیم که دینمون دستورات جالب و بسیار مفیدی برای پیشرفت و ترقی ارایه داده اما در میدان عمل می بینیم که خودمون چندان بهش اعتنایی نمی کنیم. 

به عنوان نمونه من توی همین اداره ای که خدمت مقدس سربازی رو میگذرونم شاهد انواع بی نظمی ها هستم. گاهی عصرا قرار میزاریم که بریم اداره و فلان کار رو انجام بدیم، ساعت قرار هم مثلا میشه 5، اما دوستان همکار ساعتای 5ونیم 6 تازه دارن یواش یواش میان. یا یه شب که تصمیم داشتیم بریم سالن فوتسال، ساعت شروعش 8 ونیم بود اما تا همکارا اومدن و شروع کردیم شد 9 و 10 دقیقه. و نمونه های دیگه ای که اینجا نه جای گفتنشه و نه وقت خوندنش. 

این جای تأسف داره که ما نه به سفارشات دینی مون توجه کنیم و نه به ندای عقل و درونمون. و بعدش ادعاهای کلان هم داشته باشیم. 

امیدوارم که با خوندن این کلمات ناقص و ناچیز ذره ای به فکر فرو بریم و تصمیم به تغییر و منظم شدن بگیریم.

شاد باشید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 23:10 توسط فاضل |

الآن که دارم خدمتتون می نویسم تلویزیون داره برنامه اقتصادی کاندیداها رو پخش می کنه،  حرفای بسیار جالبی رد و بدل میشه، در نگاه اول خیلی آدم رو جذب میکنه،  چون خیلی خوب حرف میزنن.

اما خب کمی که دقت میکنم می بینم حرفاشون آرمانی و کمی دور از واقعیت جامعه ماست. همش میگن باید اینطوری بشه و یا نباید اینطوری بشه. هیچکدوم یه برنامه واضح ارایه نمیدن که چیکار کنیم که اینطوری بشه یا نشه.

خب اینجوری که منم بلدم حرفای اقتصادی بزنم. 

در پایان میخوام براتون تعدادی از شعارهای اقتصادی خودم رو بنویسم که اگه روزی رییس جمهور شدم اجراییشون میکنم! (برگرفته از شعارهای کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری)

۱- حذف تبعیض اقتصادی از جامعه و رعایت عدالت اقتصادی!

۲- تأمین اجتماعی رایگان برای همه!

۳- افزایش یارانه ها!

۴- پایین آوردن قیمتها و کاهش تورم!

۵- بالا بردن قدرت خرید مردم!

۶- بردن نفت به سر سفره مردم! (پیشاپیش از نفتی شدن سفره شما عذرخواهم)

۷- توزیع میوه شب عید به صورت رایگان! (لطفا توی صف منظم واستین)

۸- حمل و نقل رایگان!

۹- خدمات درمانی رایگان!

۱۰- اصلا همه چی رایگان! (شما فقط بگیرین بخوابین)

و ...

دیر وقته، بیخوابی به سرم زده، شما جدی نگیرین.

شاد باشید.

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392ساعت 1:23 توسط فاضل |

میلاد با سعادت مولود کعبه مولی الموحدین،امیرالمومنین، امام علی (ع) محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک و تهنیت باد.

+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1392ساعت 0:12 توسط فاضل |

لحظه سبز دعا نزدیک است، بوی خدا همه جا پیچیده، زمزمه ای در گوشم میشنوم که میگوید: 

وقال ربکم ادعونی استجب لکم ...

باز لیلة الرغائب شده است، بیاد هم باشیم، چون او ما را با هم دوست دارد ...

التماس دعا 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 23:20 توسط فاضل |

سلام

مدتی میشه که فارغ التحصیل شدم و دنبال خدمت سربازیمو گرفتم تا به اصطلاح منم مرد بشم! 

پس از پیگیری های فراوان و رفت و آمدهای مکرر موفق شدم توی یه اداره، امریه ای برا خودم جور کنم و یک و نیم ماهی میشه  که توی اون اداره کار میکنم. اتفاقات جالبی توی این مدت کوتاه برام افتاد که حالا به مرور زمان اینجا می نویسم چون میدونم اطلاع از اونا برای باقی جوونای جامعه ما هم خالی از لطف نخواهد بود. 

پس به زودی زود با "خاطرات سربازی" در خدمت شما دوستان خواهم بود. 

بدرود

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392ساعت 23:28 توسط فاضل |

سلام

سال ۱۳۹۱ هجری شمسی هم با همه خوبیها و بدیها و اشک ها و لبخندهاش به پایان رسید و رسیدیم به سال ۱۳۹۲. امیدوارم که همگیمون از سالی که از عمرمون گذشت راضی باشیم و حسرت از دست رفتنشو نخوریم. امیدوارم سال جدید بهترین سال عمرمون بشه و همه تلاشمون رو به کار ببندیم تا سالی پربار داشته باشیم.

همه برای هم دعا کنیم، مخصوصا برای کسانی که دوسشون داریم و دوسمون دارند، برای کسانی که به دعای ما نیاز دارند، برای مسافرا، بیمارا، مستمندا، و حتی آدمای بد، دعا کنیم که اگه امکانش هست خوب بشن.

منو هم فراموش نکنین.

تعطیلات خوش بگذره و البته مواظب خودتون باشین.

امیدوارم سالی شاد داشته باشیم و از با هم بودن لذت ببریم.

سال نو مبارک.

نوروزتان پیروز

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند 1391ساعت 12:32 توسط فاضل |

باز داره نزدیکای عید میشه و جنب و جوش مخصوص عید و خریدش همه جا دیده میشه. با اینکه امسال اوضاع اقتصادی مردم مثل سالهای دیگه روبراه نیست اما بازم خرید عیدی جای خاص خودشو داره. من که یادم نمیاد تا حالا یه چیزی مخصوص عید خریده باشم، کلا اینجوری بار اومدم و نمیشه کاریش کرد.

خلاصه اوضاع مالی هم خوب نیست و ظاهرا دولت هم داره تلاششو میکنه که همه چیو بهتر کنه اما معلوم نیست چقدر موفق میشه. هر شبکه تلوزیون و هر بخش خبری رو که تماشا کنین می بینین که حتما در مورد میوه شب عید و مرغ شب عید و خیلی چیزای دیگه مخصوص شب عید میگه. گاهی اوقات این چیزمیزای شب عید دیگه از حد طبیعیش هم خارج میشه و آدما به فکر میبره که قراره شب عید چه اتفاق غیرطبیعی بیفته؟!

آقا مگه ملت قراره شب عید چیکار کنن؟! این همه میوه و مرغ و آجیل و ... رو چطوری میخوان شب عید بخورن؟! مریض نمیشن؟! 

آخه دیگه داره شورش در میاد، هر شبکه و هر اخباری رو گوش میدی هی میگن آجیل شب عید ردیف شده و یا مرغ شب عید و میوه شب عید آماده ست!

حالا من که گاهی شبی یه میوه ای گیرم میاد که بخورم اون شب هم یه دونه میوه خواهم خورد. نهایتش یه مهمون هم خواهیم داشت و اونم یه دونه خواهد خورد. بجاش تو خونه خودش نمیخوره دیگه. زیاد فرقی نمیکنه دیگه.

خلاصه دیگه من که خسته شدم از این خبر تکراری. دوست دارم خبرای جدید بشنوم از چیزای دیگه. خبرایی که در خور شان من و کشور و ملتم باشه. برا من که شب عید و شبای دیگه اونقدا زیاد فرقی نداره. یه کم متفاوته ولی نمیخوام خودمو خفه کنم و کلی میوه و شیرینی بخورم. بعدشم فکر میکنم چیزای مهمتر از میوه و مرغ و آجیل شب عید هم هست.

موفق باشید.

+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1391ساعت 23:34 توسط فاضل |

اول از همه فرا رسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر رو به همه مسلمانان دنیا تسلیت عرض میکنم و امیدوارم عزاداریهاتون مقبول درگاه خداوند مهربان قرار بگیره.

امیدوارم عزاداریهامون طوری باشه که در خور شأن امام حسین و اهل بیت علیهم السلام باشه و وقتی جهانیان ما رو در حال عزاداری می بینن به دین و مذهبون تمایل پیدا کنن و مشتاق بشن در موردش بیشتر بدونن.

امیدوارم عزاداریهامون خالصانه باشه و رنگ و بوی ریا و رقابت نداشته باشه.

امیدوارم هنگام عزاداری مزاحم کسی نشیم و کسی اذیت نشه چه از  سر و صدای بیش از حد و چه از شلوغی و نظافت و ...

امیدوارم در مورد این عزاداریها اندیشه کنیم و به هدف نهایی پی ببریم و در کل زندگیمون تأثیر مثبتشو ببینیم.

و دهها امیدوارم دیگه که فعلا نه به ذهنم میرسه و نه مجالش هست که بگم ...

شاد و سلامت باشین.

التماس دعا

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 20:22 توسط فاضل |

خبری رو توی یه سایت خوندم که باعث غرور و خوشحالی من شد و حیف دونستم که اینجا نگم و ازشون تشکر نکنم.

متن خبر درج شده در سایت عصر ایران بود که برای خوندنش میتونین اینجا کلیک کنین.

موضوعش هم این بود که نوشته بود حجاج خراسان جنوبی به جای برگزاری مراسم و دادن ولیمه و این حرفا پولشو جمع کردن و دارن بیمارستانی برا سرطانیا میسازن.

باور کنین خوندن این خبر باعث شد اشک تو چشمام جمع بشه. (با همین پوست کلفتی که دارم!)

نه انگار هنوزم آدمای خوب و بی ریا پیدا میشن. آدمایی که میدونن به جای برپایی مجالس پرخرج و بی فایده پولشونو بزارن رو هم یه کاری بکنن کارستون که صدقه جاریه ای بشه و بدرد آخرتشون بخوره.

البته منکر این نیستم که برپایی مراسم ختم و ولیمه و افطاری و ... بسیار هم خوبه و در جای خودش ثواب زیادی داره اما میشه با کمی تفکر راهی برگزید که ماندگار شد.

خلاصه خواستم بگم دم این حاجیامون گرم، خدا عوضشون بده ...

و اینکه یه کمی ماها هم یاد بگیریم!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 19:32 توسط فاضل |

یعنی اینکه همیشه باید راه اعتدال رو در پیش گرفت، اونم در همه مسایل و موضوعات. اگه شخصی رو زیادی بالا ببریم موقع افتادن آسیب بیشتری خواهد دید. 

یادمه موقع یکی از همین "انتخابات" ها بعضیا آن چنان طرف بعضی کاندیداها رو گرفته بودن که انگار حاضرن جونشون رو هم براش بدن. اما بعدش که اون کاندیدا رای آورد و مدتی گذشت و دیدن که رفتار ایشون مورد پسندشون نیست سریع جبهشونو عوض کردن و به مخالفا و منتقدا پیوستن. البته این کار بدی نیست که آدم سرسخت نباشه و اگه اشتباهی کرد زود برگرده، اما سخن اصلی این که آدم موقع طرفداری باید فکر اینورو هم بکنه و یه درصد احتمال خلاف بده که اینطوری محکوم به دورو بودن و "حزب باد" بودن نشه.

آقا اصلا تعارف رو بزاریم کنار و رک باشیم. چندتا از مداحان بزرگ مملکت بودن که در ایام انتخابات جانفشانی کردن و برای آقای احمدی نژاد "سنگ تموم" گذاشتن. اما بعدش شدن جزو مخالفین سرسخت از جلسه مداحی و روضه خونی هم برا انتقاد استفاده کردن! حتی کار بعضیا به توهین هم کشید که بعدش منجر به  شکایت قضایی شد و محکوم هم شدن. البته حکمی که براشون صادر شد بسیار خفیف بود و به راحتی قابل اجرا خواهد بود (یه جریمه نقدی خیلی سبک)

این جریمه برای توهین بود و نه اصل انتقاد. اصلا انتقاد امر محترم و حتی مقدسیه که هیچ سیستم و ارگانی بدونش نمیتونه راه پیشرفت رو در پیش بگیره. امیدوارم که همین رویه در برخورد با همه منتقدین در پیش گرفته بشه و با همه به یک چشم نگریسته بشه و فرقی بین مشهور یا گمنام نباشه و با همه فقط در صورت توهین برخورد بشه و راه اصل انتقاد سالم باز بمونه. 

از طرفی امیدوارم انتقادها هم تخصصی بشه و همگی ما فقط در زمینه های دارای تخصصمون انتقاد کنیم نه هرکی از هرجا رسید به هرچی خواست توهین کنه و بعدش اسمشو بزاره انتقاد. 

بعون الله الملک الاعلی

شاد و سلامت باشید.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 9:5 توسط فاضل |

دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است...

 به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی!

سیمین دانشور

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 12:21 توسط فاضل |

مدتیه که برای نجات از بیماری مهلک بیکاری به کافی نت دوستم اومدم و مشغول به کار شدم تا هم کمکی برای دوستم باشه و هم سرگرمی برای من.

در طول این چند روز با مسایل و مشکلات اینترنتی مردم هم آشنایی کامل پیدا کردم. یکی از اونا که جدیدا بیشتر از همه خودنمایی میکنه مربوطه به وام ازدواج.

جوونای مملکت به امید اینکه پس از ازدواج کمک خرجی به دستشون برسه که بتونن یه زندگی سطح پایین رو راه بندازن تن به این امر خیر و البته پرمسوولیت و خطیر میدن، که جدیدا همون کمک هزینه هم با چالشهایی مواجه شده.

اول که اومدم اینجا دوستم میگفت یک ماهی میشه که سایت وام ازدواج بستست و تو لیست بانکای دارای بودجه برای خراسان جنوبی مینویسه: "هیچ موردی یافت نشد"

بعد از چند روزی که من اینجا بودم بالاخره چندتا بانک دارای بودجه شدن که خب در همون دو روز اول اونا هم از لیست محو شدن.

تا اینکه گذشت و شد صبح دیروز که باز چهارتا بانک در لیست ظاهر شدن و ملت فوج فوج اومدن برا ثبت نام. امروزم که بانکا شدن سه تا و الآن که مشغول نگارشم شده دو تا.

تازه کسانی که برا همون دو بانک هم ثبت نام کردن وقتی برای پیگیری مراجعه میکنن و میبینن هنوز جوابی نیومده با بانک تماس میگیرن و با جوابهای متفاوت و جالبی مواجه میشن.

چندباری که ما تماس گرفتیم که البته با جوابهای سربالا و  گاهی هم تند مواجه شدیم گفتند که بانک مذکور بودجه نداره! (خب اگه بودجه نداره چرا توی لیست بانکای بودجه دار اومده؟!)

یکی از مشتریا هم که تماس گرفته بود به یکی از آشناهاشون که تو همون بانک کار میکنه و جویای علت شده بود، در جواب بهش گفته بودن که "بانکا بودجه دارن و فقط بخاطر اینکه بعضیا قسطاشونو پرداخت نکردن اینطوری میکنن که قسطا پرداخت بشه!" (که بازم من نمیدونم این چه ربطی به اون داره؟!!)

خلاصه خواستم اینجا مطلبی بنویسم و در ضمن اینکه یه یکی از مشکلات مردم اشاره میکنم تشکری هم بکنم از مسوولان عزیز که اینقد به این استان که اتفاقا از استانهای محروم کشور هم هست توجه و عنایت ویژه دارن!

از قدیم گفتن "هرچی سنگه، پیش پای لنگه"

به امید روزی که هیچ مشکلی نباشه.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 12:1 توسط فاضل |

این روزا هر شبکه تلویزیون رو که بزنین یا هر روزنامه رو که بخونین یا به هر سایت خبری که سر بزنین اخباری در مورد اعتراضات به اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم حضرت محمد (ص) رو مشاهده میکنین.

این اعتراضات که در پی توهین یک فیلم به کارگردانی یک شخص آمریکایی اسراییلی شکل گرفته روز به روز بیشتر شده و به کشورهای غیر اسلامی هم کشیده شده و سیل محکومیت هایی حتی از طرف غیرمسلمانها رو هم  در پی داشته است.

اصولا توهین و تمسخر شیوه انسانهای تهی و بی منطقه که به علت نداشتن حرف حساب و ناتوانی در ایراد گرفتن به این راه روی میارن. یک چهارم مردم دنیا مسلمان هستن و این آمار در حال افزایشه و بخاطر همین افزایشه که بعضیا برای منافعشون احساس خطر میکنن و دست به این قبیل کارا میرنن. کسیکه حرف حساب داره و میتونه ایراد درست و حسابی بگیره که نمیاد مسخره یا توهین کنه، بلکه میره یه مقاله ای کتابی چیزی مینویسه و ارایه میده تا طرف مقابل هم بیاد و جوابشو بده.

آزادی بیان هم دلیل بر توهین و تمسخر نمیشه، چون اگه هر آزادی به صورت مطلق و بی قید و شرط باشه دنیا تبدیل به جنگلی بی قانون میشه. چون همه به همدیگه توهین کرده و هر کی هرکاری که بتونه میکنه و همه حقوق همدیگه رو زیر پا میزارن.

به هرحال ما هم مثل پیامبر عزیزمون هرگز توهین و تمسخر رو نمیپسندیم و هرگز این کار را انجام نخواهیم داد و با اخلاق آنحضرت در برخورد با توهین کنندگان رفتار خواهیم کرد.

درورد بر همه پیامبران الهی

سلام بر پیامبر عشق و مهربانی حضرت محمد (ص)

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 20:42 توسط فاضل |

زلزله اخیر آذربایجان بار دیگر تمام هموطنان عزیزمون به خصوص آذریهای عزیز رو داغدار کرد.

انسانیت، حس همنوع دوستی، حس هموطن دوستی، دین و مذهب ما و ... همگی حکم میکنن که باید بهشون کمک کنیم و دست به دعا برداریم براشون.

به همه هموطنان عزیز مخصوصا آذریهای دوست داشتنی تسلیت میگم و برا درگذشتگان طلب مغفرت دارم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 15:9 توسط فاضل |

سلام

امیدوارم طاعات و عبادات هممون قبول درگاه حق باشه.

گاهی وقتا با خودم فکر میکنم که کلمه هایی مثل خدمات، گارانتی، ضمانت، خدمات پس از فروش یعنی چی!

یعنی آیا پولی که بابت خیلی چیزا مردم میدن واقعا در مقابلش بهشون کالا و خدمات پرداخت میشه یا نه؟

جرقه این مطلب دیشب به ذهنم رسید. چون رفته بودم استخر و در همون اول ورود مردی رو دیدم که کنار استخر دراز کشیده و انگار حالش اصلا خوب نیست. دورشم یه چند نفر دیگه واستاده بودن که البته آدمای عادی بودن و فقط محض تماشا اونجا بودن. ۲تا ناجی هم بودند و البته که هیچ اثری از پزشک و یا حتی کسی که کمک های اولیه رو درست بلد باشه نبود. یه چند دقیقه ای گذشت و اون آقا حالش بهتر شد و بلند شد و اونجا رو ترک کرد.

وقتی یادم اومد که بلیط استخر نسبت به قبل گرونتر هم شده بود با خودم گفتم این گرونی مال چیه پس؟! بنده خدا افتاده بود رو زمین و داشت درد میکشید و کسی نبود که بگه چته و چی میخوای!

یعنی اون پول فقط مال آبه و مواد ضدعفونی کننده و برای دما و این چیزا؟! پس اگه یه وقت اتفاقی افتاد چی؟

بهتر نیست یه پزشک یا امدادرسان یا حداقل کسی که کمک های اولیه رو خوب بلد باشه اونجا حضور داشته باشه؟ بارها خودم شاهد بودم که تو استخر حوادثی رخ داده ولی هیچکسی نبوده که یه چیزی بلد باشه.

نمیدونم والا آیا همه جا همینجوریه یا نه فقط همین استخره! البته خیلی جاهای دیگه هم معنی کلمه خدمات و ... بسیار کمرنگ شده و داره رو به فراموشی میره.

نظر شما چیه؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 14:46 توسط فاضل |

داشتم از کوچه ای نزدیک خونمون رد میشدم که پرچمی سیاه رنگ که در یک خونه نصب شده بود توجه منو به خودش جلب کرد، آره پیرمرد همسایمون فوت کرده بود بنده خدا. خدا رحمتش کنه قبلنا دیده بودمش، آدم خوبی بود، باصفا، مومن، مهربون و ...

اما تعجب کردم که چرا فقط یه دونه پارچه سیاه نصب شده بود، جلوتر رفتم که همون یه دونه رو بخونم، تعجبم بیشتر شد، روش نوشته بود بدین وسیله درگذشت پدرمون رو به اطلاع میرسونیم و از این حرفا... یعنی همونو هم خود فرزنداش زده بودن. دیدم زیرش هم نوشتن که لطفا از نوشتن و نصب هرگونه پارچه و پرچم تسلیت خودداری کنین.

خیلی منو به فکر فرو برد، راست میگن ها، این همه پرچم و پارچه فایدش چیه؟! هیچی فقط اسراف، آخه میت که اون دنیاست و اینا براش خیر و رحمت نمیشه. تازه چه بسا که اینا محض چشم همدیگه باشه و حتی گناه هم داشته باشه!

یادم میاد یه بار دیگه یه جایی تو بالاشهر مشهد یه خونه ای رو دیدم که کاملا نمای بیرونیشو از پارچه سیاه پوشونده بودن و وقتی شمردم و به نرخ تقریبی همون روزا حساب کردم دیدم یه رقمی معادل ۴۰۰ هزارتومن میشه! وای این همه پول کجا میره؟! بهتر نیست همون پولو برای بازماندگان یه چیزی بخرن و بدن دستشون  تا یه کمکی هرچند مختصر باشه؟!

اسراف خیلی بده، حتی اگه تو پارچه تسلیت باشه. با این پارچه ها که میت بیچاره رو به بهشت برین نمیبرن.

البته این یه مشتی از خرباره و اسراف تو گوشه گوشه مملکت خیلی زیاده. دیگه مثالاش هم اینقد واضحه که نیازی به گفتن نیست ... کاش بشه کاری کرد ...

چقد اون همسایمون آدمای فهمیده و بافرهنگی هستن. برا شادی روح پیرمرد همسایمون صلواتی بفرستین.

شاد و سلامت باشین.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 0:27 توسط فاضل |

چند مدت پیش تو یکی از سایتا خوندم که در فلان تاریخ قراره یکی از شرکتای تولید نوشابه آرمشو به عنوان تبلیغات بندازه رو کره ی ماه به طوریکه توی خاور میانه و مخصوصا ایران به خوبی دیده بشه.

میگن جمعیت زیادی از هموطنان عزیزمون اینو باور کردن و همون موقع همگی بر روی پشت بام خونشون بودن که آرم شرکته رو ببین! (به کسی نگین ولی من خودم هم باور کرده بودم و خدا رو شکر یادم رفته بود وگرنه منم میرفتم رو پشت بوم!)

حالا هم دیگه بر همگان واضح شده که این یه شایعه بوده و فقط جنبه طنز و سرکاری داشته و از یکی از صفحات طنز فیسبوک نشأت گرفته.

نمیدونم چرا اینقد شایعات راحت بینمون پراکنده میشه و دهن به دهن میچرخه و بدون اینکه در موردش فکر کنیم اونو همه جا نقل میکنیم. آخه چرا یه ذره در مورد امکانش فکر نمیکنیم.

مثالاش که واقعا بسیار زیاده و هرچند مدت یه بار باز یه مورد جدید پیش میاد که نقل همه مجالس میشه.

حالا اظهار نظر با خودتون، ولی من که تصمیم گرفتم ازین به بعد از مخم بیشتر استفاده کنم.

موفق باشین.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 14:52 توسط فاضل |

مطالب قدیمی‌تر